تاریخ،اجتماعی،جغرافیا
وبلاگی برای دانش پژوهان 
قالب وبلاگ
نويسندگان

 

 

اشکانیان چون به کمک خاندانهای بزرگ ایرانی دشمنان خود را سرکوب می کردند اداره آن قسمت را به دست خاندانهای ایرانی می دادند پس بدون مشورت با آنها کاری انجام   نمی دادند.

اشکانیان دارای سه مجلس بودند:

مجلس اول: مجلس شاهی بود یعنی که از شاه و خانواده های اشکانی و شاهزادگان تشکیل می شد.

مجلس دوم: مجلس بزرگان بود یعنی که در آن خاندانهای بزرگ و بزرگان برای مشورت  می آمدند.

مجلس سوم: مجلس مهستان بود در مواقع مهم دو مجلس بزرگان و شاهی با هم تشکیل جلسه می دادند.

 

 

 

ضعف مهم آن نداشتن ارتش دائمی بود چون از خاندانهای بزرگ سرباز و نیرو می گرفتند و همچنین دین واحدی نداشتند و در قسمت شرق ایران بودایی ها و در غرب ایران مسیحیان حضور داشتند و دولت کوشانی از بودایی ها حمایت می کرد و دولت روم از مسیحیان ایران بود.

زرتشتیان در زمان اشکانیان بیشتر در فارس و خراسان و آذربایجان حضور داشتند و دینهایی چون پرستش مظاهر طبیعی مانند ستاره - ماه – خورشید - و مهر نیز رواج داشت.

در چنین اوضاع نابسامانی فرمانروای فارس اردشیر بابکان که طرفدار سر سخت دین زرتشتی بود با کمک بزرگان کشور در جنگ با اردوان پنجم آخرین پادشاه اشکانی پیروز شد و دولت اشکانی را پس از چهارصد و هشتاد سال منقرض کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 از یادگارهای فرهنگی مهم دوره ی اشکانیان، داستان پهلوانان آن دوره است. داستان پهلوانان دوره ی اشکانی در کتاب مشهور شاهنامه نقل شده است. شاهنامه را فردوسی شاعر معروف در قرن پنجم هجری بر اساس داستانهایی که از قدیم بر جا مانده بود به نظم در آورد شاهنامه که تاریخ ایران باستان بصورت داستانی بیان کرده است، در بردارنده شرح حال پهلوانان و اعمال آنان می باشد. از جمله گودرز که رئیس یک خانواده اشکانی بوده و تعداد زیادی از افراد خانواده اش چون گیو و بیژن از پهلوانان معروف آن عصر بوده اند آنان که فرماندهان اسواران بوده اند (به مردمان سوار کار و جنگجو اشکانی اسواران می گفتند ) در مقابل مهاجمانی چون کوشانی ها و اقوام صحرا گرد شمال خراسان جنگیده اند.

رستم از جمله پهلوانان معروف شاهنامه فردوسی است. او از خاندان زال بوده که با خاندان گودرز خویشاوند بوده است. خاندان زال که حاکم منطقه سیستان بوده اند در بسیاری از جنگ ها بخصوص در برابر کوشانی ها و پادشاهان کابل و هند و دیگر مهاجمانی که از سمت مشرق به ایران حمله می کرده اند ایستادگی نموده اند.

شرح حال رستم که در قسمت های زیادی از شاهنامه نقل گردیده باحکایات عجیب و سخنان شگفت آمیخته شده و صورتی داستانی همراه با اغراقات زیاد همراه است. چنانکه رستم و گودرز و همه ی افراد خاندان آنان که همگی در جنگ با مهاجمان خارجی کشته می شوند در حد یک پادشاه و منجی کشور مورد ستایش واقع     شده اند.

 

 

[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 17:15 ] [ jahan-tarikh ]

 

مشکلات در زندگی خانوادگی امری طبیعی است و هیچ خانواده ای بدون مشکل نیست . مثلاً مشکل بیماری یکی از اعضای خانواده با دقت به تصویر زیر نگاه کنید :

 

 

آیا اگر مادری بی توجهی کند و به کار شخصی خود مشغول باشد مشکل بیماری این عضو خانواده حل می شود ؟چرا ؟! آیا بدون از خود گذشتگی مادر و همیاری دیگر اعضای خانواده می توان به مشکل بیماری غلبه کرد ؟چرا؟

 کمی فکر کنید !!

 

 

 

شما هم پس از فکر کردن به این نتیجه رسیدید که اگر هر یک از اعضای خانواده به کار شخصی خود مشغول باشد مشکلات خانواده حل نمی شود زیرا مشکلات با هم یاری و هم کاری حل می شود و گاه مشکلاتی در زندگی به وجود می آید که نیاز به همکاری و همفکری همه ی اعضای خانواده دارد و به تنهایی قابل حل نیست . و در صورت عدم همیاری دیگران مشکلات موجب فرسودگی و ناتوانی یک نفر از اعضای خانواده می شود.

 

 

ازخود گذشتگی یعنی اینکه انسان برای رفاه  و سلامت و سعادت دیگران از رفاه ، سلامت و سعادت و خوشی های خودش بگذرد . یا به عبارت دیگر  از خود گذشتگی یعنی دیگران را بر خود مقدم دانستن و گذشتن از حق خود به خاطر دیگران .

 

 

در خانواده ، همه افراد خانواده باید از خود گذشتگی داشته باشند .

 

 

 

 

 

 

 

 

بسیاری از کارها و رفتار های مادرتان بیانگر از خود گذشتگی او نسبت به شما است ، مانند :

1- او بسیار تلاش می کند که شما در فعالیت های مربوط به مدرسه موفق باشید .

2- اگر بتواند شما را در درسهایتان یاری می کند .

3- وسایل راحتی شما را فراهم می کند تا بهتر بتوانید کارهای خود را انجام دهید .

4- موفقیت شما را موفقیت خود می داند .

5 – اگر شکست بخورید او احساس شکست می کند .

6- ممکن است از بسیاری علایق خود به خاطر یاری رساندن به شما صرف نظر کرده باشد.

 

 

 

 

 

[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 17:14 ] [ jahan-tarikh ]

 

 

پارتها دیگر گروه آریایی ساکن شمال شرقی ایران بودند که در کنار دامداری ، سوارکارانی چابک و تیراندازانی ماهر بودند. رئیس یکی از قبایل پارتی ارشک یا اشک بود که محل زندگی آنها در کنار جاده ابریشم و نزدیک شهر صد دروازه بود. و سلوکیان مجبور بودند با آنها دوست باشند و آنها را از خود راضی نگه دارند در همان زمان گروهی از یونانی ها که در آسیای مرکزی ساکن بودند با سلوکیان دچار اختلاف شده و دولت یونانی باختر را بوجود آوردند. باختریان برای مقابله با سلوکیان از پارت ها کمک خواستند - پارت ها چون خواهان بیرون راندن یونانی ها از ایران بودند ابتدا سلوکیان را شکست دادند و سپس با حکومت باختر جنگیدند و قسمت های شرقی ایران را گرفتند.

 

 

 

 دیگر خاندانهای ایرانی نیز به پارتها یا اشکانیان کمک کردند و سلوکیان را از برخی مناطق بیرون کردند و اشکانیان حکومت آن نواحی را به خود خاندانهای ایرانی سپردند در آن زمان دو خاندان بزرگ ایرانی وجود  داشت:

1- خاندان قارن که : نسب خود را به کاوه ی آهنگر می رساندند و در مازندران ساکن بودند.

2- خاندان ساسان که : نسب خود را به اسفندیار پهلوان ایرانی می رساندند و در فارس ساکن بودند .

 

 یک جنگجوی پارتی ( اشکانی )

 

اولین شخص پارتی که حکومت مستقل به وجود آورد اشک بود - دومین شاه آنها تیرداد برادر او بود و بدین ترتیب سلسله اشکانیان به تدریج قلمرو خود از شرق به سمت جنوب و غرب ایران گسترش دادند. مثلاً فرهاد دوم (اشک هفتم) موفق شد پادشاه سلوکیان را به قتل رساند و مهرداد دوم یا اشک نهم قلمرو اشکانیان را بسیار وسیع نمود.

 

 

همسایگان ایران در زمان اشکانیان

 

 

 

 

  

  

کوشانی ها در شرق ایران بودایی بودند. در غرب ایران دولت روم در کشور ایتالیای کنونی به پایتختی شهر روم تأسیس شد و کم کم سرزمین های اطراف دریای مدیترانه، سوریه، فلسطین و ترکیه ی امروزی را به تصرف خود در آوردند و با اشکانیان همسایه شد.       رومی ها به پادشاه خود امپراطور می گفتند. در چنین شرایطی حضرت عیسی (ع) در فلسطین ظهور کرد و مردم ستمدیده که زیر ظلم رومیان بودند به او ایمان آوردند. حضرت عیسی با سفر به شهرها و روستاها مردم را به یکتاپرستی و کارهای نیک دعوت می کرد. دوازده نفر از یاران او که در کارها یاریش می کردند به حواریون مشهور شدند. حواریون سخنان او را گرد آوری کرده و انجیل نامیدند و با گذشت زمان پیروان آن حضرت که مسیحی نامیده می شدند افزوده شد تا جایی که خود امپراتور و بزرگان نیز به مسیحیت گرایش پیدا کردند .

 

کولر سه ام میدان ورزشی رم باستان

 

 

 

 

 

دولت اشکانی نزدیک به 480 سال حکومت کردند. صد سال اول به گسترش و قوام حکومت آن مربوط می شود. در اواسط دوره اشکانی روزگار عظمت و شکوه اشکانیان است. در آخر حکومت آنها مرکز قدرت از خراسان به فارس منتقل گشت، چون شاهان اشکانی برای تصرف نواحی مختلف از بزرگان و خاندان های آن مناطق کمک         می گرفتند، پس از پیروزی اداره حکومت مناطق تصرف شده را به آن خاندان ها واگذار می کردند که در این هنگامه یک شاه با چندین شاه محلی همزمان حکومت        می کردند که در اصطلاح به حکومت ملوک الطوایفی معروف است. زبان آنان به پهلوی معروف است به زبان پهلوی شمالی، زبان پارتی یا اشکانی و به زبان پهلوی جنوبی، زبان پارسیک یا پهلوی ساسانی می گویند. و خط اشکانیان آرامی بود که از هخامنشیان به ارث مانده بود. و سکه های مهرداد چهارم و بلاش اول و اردوان پنجم به زبان پهلوی و خط آرامی ضرب شده است.

حضرت عیسی (ع) مقارن با حکومت فرهاد چهارم، چهاردهمین پادشاه اشکانی در فلسطین ظهور کرد. یک ایرانی در ارمنستان به نام گریگوری مسیحی شد و توانست مسیحیت را در میان ارامنه گسترش دهد. با مسیحی شدن مردم ارمنستان دولت روم کوشید تا آن را از دولت اشکانی جدا سازد، زیرا اشکانیان بیشتر زرتشتی بودند.

 

 

 

 

چند آثار معروف اشکانی در نقاط مختلف ایران:

1- خرابه ی  معبد کنگاور معروف به معبد آناهیتا در استان کرمانشاه.

2- در بیستون، گودرز اشک بیستم به تقلید از داریوش کتیبه ای به خط و زبان یونان دارد.

3- در تنگ سائولک در کوههای بختیاری نقش یک ملکه ی اشکانی در میان سه مرد دیده می شود .

4- در شهر سر پل زهاب کرمانشاه نقش برجسته ی گودرز اشکانی با کتیبه ای به زبان پهلوی اشکانی دیده می شود.

5- در سالهای اخیر در ناحیه ی نسا در نزدیکی عشق آباد جمهوری ترکمنستان که مقر پادشاه اولیه اشکانی بود آرشیو بزرگی محتوی اسناد مالی که بر روی پاره های سفال به خط پهلوی اشکانی بدست آمده است.

 

[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 17:13 ] [ jahan-tarikh ]

 
به تصویر زیر با دقت نگاه کنید :



این گروه کوه نوردی با چه مشکلاتی ممکن است روبه رو شوند ؟ آیا این مشکلات عادی و طبیعی به نظر می رسند ؟ چرا با این وجود عده ای به کوه نوردی بسیار علاقه مندند ؟


     


در یک سفر کوه نوردی ممکن است مسائلی موجب از دست رفتن مقاومت افراد شود مانند :



بسیاری از سختی ها و مشکلات در یک سفر کوه نوردی طبیعی است . ممکن است عده ای از اعضای گروه به دلیل خسته شدن به رهبر گروه اعتراض نمایند ولی او به آنان امیدواری می دهد . در جریان این سفر، تنها کسانی به قله کوه میرسند و فاتح و پیروز برمی گردند که در جریان مشکلات و سختی ها از خود مقاومت نشان می دهند و احساس عجز و ناتوانی نمی کنند .



 


 


 


 



 

 



شما به عنوان عضوی از خانواده برای رفع مشکلات خانواده می توانید به پدر و مادر خود کمک کنید ؛ مانند:

الف) هم فکری با دیگر اعضای خانواده

ب) مقاومت در برابر مشکلات تا رفع آنها

ج) کمک کردن در انجام کارها



حضرت محمد (ص) فرمودند :

«بدانکه ظفر قرین صبر است و گشایش قرین رنج و بدنبال سختی، آسانی هست.»

 

روزی پیامبر اکرم (ص) از کنار زن مصیبت دیده ای عبور می کرد . دید که آن زن در حال گریه کردن است .

حضرت فرمود: « از خدا بترس و صبر را پیشه کن » زن که پیامبر را نشناخته بود گفت : از کنار من رد شو؛چون بر شما مصیبت وارد نشده است و حال مرا نمی دانی . شخصی به زن گفت : آن مرد پیغمبر(ص) خدا بود . زن به طرف خانه پیغمبر آمد و به محضرش مشرف شد و عذر خواهی نمود . حضرت فرمود : همانا صبر کردن در برابر مصیبت و حوادث ، بهتر از هر چیزی است .»

 

[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 17:11 ] [ jahan-tarikh ]

 

 

 

 

 

 در حکومت هخامنشی هیچ کسی حق نداشت در امور کشور دخالت کند زیرا همه ی کارها در دست پادشاه بود و قدرت بی اندازه ی پادشاه ، شاهزادگان را به فکر کسب قدرت می انداخت و شاه نیز در فکر قتل شاهزادگان بر آمد در نتیجه به دلیل قدرت طلبی، کشتار در بار زیاد می شد و طولی نکشید که شاهان هخامنشی افرادی نالایق و ضعیف شدند و شهربان ها از آنها  اطاعت نمی کردند و به میل خود بر مردم ستم می کردند در نتیجه سرزمین هایی مثل مصر – بابل و یونان از مجموعه ی هخامنشی جدا شد.

 

 

 

 

 

 

ظهور اسکندر :

 

 

 

در شمال کشور یونان شخصی بنام اسکندر از مردم مقدونیه به قدرت رسید. او که یک نظامی جاه طلب بود. از اختلاف یونانیها استفاده کرد و آنجا را گرفت و دشمنی یونانی ها با ایرانیان را بهانه قرار داد و با لشکر یونانی ها به ایران حمله کرد و یونانی ها برای     انتقام جویی و بدست آوردن غنیمت او را همراهی کردند و هنگامی که ایران در زمان داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی در نهایت ضعف و ناتوانی بود، به ایران حمله کرد و داریوش سوم شکست خورد و اسکندر بجز ایران، مصر و قسمتی از آسیای مرکزی و هندوستان را تصرف کرد ولی در بابل مریض و در گذشت.

 

 

 

 

 

پس از مرگ اسکندر سردارانش قلمرو او را سه قسمت کردند ایران – یونان و مصر که ایران سهم سلوکوس شد .

 

 

 

ایران از مصر و یونان مهم تر بود چرا؟ به دو علت

1- بزرگتر و پر جمعیت تر بود

2- میراث تمدن بزرگ هخامنشیان را داشت

سلوکوس و جانشینان او را سلوکیان می گویند ، سلوکیان در ایران شهرهایی بنا کردند و عده ای یونانی را در آنها ساکن نمودند .بیشتر این شهرها در مسیر جاده ابریشم بود .

 

 

 

 

 

 

 

داریوش سوم برای فراهم آوردن سپاهی بزرگ بسوی شرق و خراسان رفت ولی در نزدیکی دامغان دو تن از سرداران خیانتکار او را  کشتند و حکومت دویست و بیست ساله ی هخامنشیان را به پایان رساندند . اسکندر در تخت جمشید بدستور زن بدطینت خود تائیس، آن کاخ با شکوه را به آتش کشید. و در بابل در سن 31 سالگی در اثر افراط در شرابخواری با به عبارتی نوشیدن شراب زهرآلود تبی شدید بر وی دست داد و در آنجا در گذشت. ایران سهم سلوکوس نیکاتر شد - مصر به بطلمیوس رسید و در یونان آنتی گون قدرت را بدست گرفت.

سلوکوس شهر سلوکیه در کنار دجله بنا کرد و به همراه جانشینان خود هشتاد سال در ایران فرهنگ یونانی یا هلنیسم را رواج داد. و او را عامل بزرگ یونانی کردن مشرق زمین می دانند. و یکی از شهرهای مهم آنها در ایران صد دروازه یا هکاتم پولیس در جنوب غربی دامغان فعلی بنا کرد ولی رفته رفته در شرق سلوکیان، پارت ها یا اشکانیان و در مغرب آنها دولت جدید روم توانستند حکومت آنها را محدود و آنها را از بین ببرند.

 

 

 

 

[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 17:09 ] [ jahan-tarikh ]

عزیزانم ! به تصاویر زیر با دقت نگاه کنید . بین این دو تصویر یعنی گروه خانواده و گروه کوهنوردی چه شباهت هایی وجود دارد؟ آیا درست است که هر یک از اعضای این دو گروه به تنهایی به نظر خود عمل کند ؟چرا؟

برای ایجاد وحدت و یک پارچگی در میان اعضای این دو گروه شما چه راه حلی پیشنهاد می کنید ؟

 

 

 

 

 

خانواده مانند یک گروه کوه نوردی است که خود را برای رفتن به قله ی کوه آماده کرده  است . هر یک از اعضای گروه وظیفه ای را بر عهده می گیرد و وسایلی را نیز با خود حمل می کند . یک نفر از آن ها که مورد قبول همه یا اکثریت اعضای گروه است ، باید تصمیم بگیرد که همه ی اعضای گروه از کدام مسیر بروند . این فرد چه نام دارد؟!

کسی که سر پرستی و هدایت یک گروه کوه نوردی را بر عهده دارد و همه ی اعضای گروه از او اطاعت می کنند ، « رهبر » گروه یا «سر گروه» نامیده می شود.

 

 

رهبر گروه کوه نوردی در انتخاب مسیرها ، زمان و مکان توقف و استراحت و کارهای دیگر با اعضای گروه خود مشورت می کند . اعضای گروه نیز با او هم فکری می کنند و در مواردی که با تصمیم او موافق نباشند ، نظر خود را آزادانه بیان می کنند ولی هرگز از دستورات سرپیچی نمی کنند و به تصمیماتش احترام می گذارند .

 

 

خانواده نیز همچون یک گروه کوه نوردی به رهبر و سر پرستی نیاز دارد زیرا :

الف) در مواقع حساس تصمیمات لازم را بگیرد .

ب) نیازهای اقتصادی اعضای خانواده را تأمین کند .

ج) مشکلات اعضای خانواده را بشناسد و برای حل آن ها برنامه ریزی کند .

د) مقرراتی تنظیم کند که با پیروی از آن ها اعضای خانواده در کارهای خود موفق شوند .

در بیشتر خانواده ها سرپرست خانواده پدر است و مادر در تصمیم گیری او نقش مهمی دارد . در خانواده ای که از نعمت پدر محروم هستند ، مادر سرپرست خانواده است و می کوشد تا ضمن انجام وظایف پدر ، وظایف مادری خود را نیز به انجام رساند و فرزندانی موفق و متعهد تربیت کند .

 

 

رهبر خانواده  باید به دلایل زیر به نظرات دیگر اعضای خانواده توجه کند:

الف) برای استفاده از فکر و اندیشه دیگر اعضای خانواده و کسب موفقیت بیشتر .

ب) گسترش فضای صفا و صمیمیت در محیط خانواده .

 

 

 

 

 

 

حضرت محمد (ص) فرمودند :

 « اطاعت هیچکس در معصیت خدا روا نیست اطاعت فقط در کار نیک است »

 

[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 17:08 ] [ jahan-tarikh ]

 عزیزانم ! به تصویر زیر با دقت نگاه کنید . این ساعت از چه اجزایی تشکیل شده است ؟!

 

 

 

 

آیا این اجزا به یکدیگر وابسته اند و  یک واحد را تشکیل می دهند ؟! وابستگی این اجزا ء چه هدف مهمی را دنبال می کند ؟!

 

 

 

 

بله بچه های خوب ! همانطوری که ساعت از اجزاء  مختلف تشکیل شده است ؛ خانواده هم از مجموعه ای از اعضای تشکیل شده است . اجزاء ساعت به هم وابسته اند و یک واحد را تشکیل می دهند ؛ اعضای خانواده هم  به یک دیگر وابسته بوده و یک واحد را تشکیل می دهند

 

به پویا نمایی زیر با دقت توجه کنید :

 

 

 

آیا این فرد یک  آدم منظم است ؟! چه دلیلی بر بی نظمی این فرد می توانید بگوئید ؟! به نظر شما نظم یعنی چه ؟

بله ! قرار گرفتن هر چیز در جای خود ، انجام به موقع کارها و وظایف را نظم می گویند.

 

 

 

 

ما برای افزایش نظم در خانواده خود از راه های گوناگون می توانیم به سایر اعضای خانواده کمک کنیم ، مانند :

1- وسایل خود را در محل خاصی قرار دهیم .

2- برای انجام کارهای خود برنامه ریزی کنیم .

3- وظایف خود را به موقع ، طبق برنامه ریزی و به نحو مطلوب انجام دهیم .

 

 

داشتن برنامه :

به ما کمک  می کند که کارها ی خود را بهتر انجام دهیم و از انجام کارهای ضروری غافل نشویم . افرادی که دارای برنامه روزانه هستند در کارها ی خود موفق تر هستند و احساس نگرانی نمی کنند . زیرا برای هر یک از وظایف خود زمان مشخصی را در نظر گرفته و وظایف خود را به نحو مطلوب انجام داده و سر در گم نمی شوند خانواده ها هم می توانند برای خود برنامه ای داشته باشند و در مواردی چون دید و بازدید عید ، مسافرت ، رفتن به میهمانی ، تهیه غذای روزانه ، مطالعه کردن و... بر اساس برنامه ی خاص عمل کنند .

 

 

افرادی که نظم را رعایت نمی کنند با مشکلاتی روبه رو می شوند :

الف) وسایل را در جای خود نمی یابند

ب) وقت آنها بیهوده تلف می شود

ج) برنامه ریزی درستی نداشته و در کارهای خود موفق نیستند

د) همیشه نگران هستند

 

 

حضرت محمد (ص) فرمودند :

 « تدبیر آینده نگری  یک نیمه معیشت است »

 

حضرت محمد (ص) فرمودند:

« عقلی مانند تدبیر آینده نگری  نیست »

 

[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 17:05 ] [ jahan-tarikh ]

داریوش پس از قتل گئومات ، سه سال با مخالفانش جنگید تا توانست همه ی آنها را به اطاعت خود در آورد و در کتیبه ی بیستون که در 20 کیلومتری مشرق کرمانشاه در    منطقه ی بیستون که از او به یادگار مانده چگونگی جنگ های خود و طرز مجازات دشمنان خود را شرح داده است. او پس از سر کوبی دشمنان کسانی را که در قتل گئومات و آرام کردن کشور کمک کرده بودند در راس امور قرار داد.

 

 

 

شهر بانها در حقیقت استاندار منطقه بودند که یک فرمانده نظامی و یک کارمند نیز آنرا کمک می کردند داریوش برای جابجایی نامه ها و پیام از چاپار و چاپارخانه  استفاده می کرد چاپار قاصد بود که با استفاده از اسب های تندرو پیام هاو نامه ها را از جایی به جای دیگری می برد و چاپار خانه ها محل هایی بودند که در آنجا چاپار ها، اسب های تازه نفس و غذا دریافت می کردند . البته چاپار ها نقش مامور مخفی و جاسوس داریوش را نیز داشتند و اخبار پنهانی را به اطلاع شاه می رساندند.

 

 

پایتخت تابستانی هخامنشیان هگمتانه بود  که به آن اکباتان می گفتند. پایتخت زمستانی آنها شهر شوش بود و معروفترین پایتخت آنها تخت جمشید پایتخت بهاری بود که جشن عید نوروز با شکوه خاصی برگزار می گردید و اقوام مختلف با هدایای خود در این  جشن شرکت می کردند.

 

 

 

 

 

 

 

نمونه ای از سرستون های تخت جمشید

 

نقش نمایندگان ملل تابعه با هدایایی در تخت جمشید

 

 

 

به دستور داریوش در کنار شهر پارسه بنایی عظیم ساخته شد که تخت جمشید نام گرفت پس از داریوش جانشین او از جمله خشایارشا نیز به تکمیل آن پرداختند. تخت جمشید معروفترین پایتخت هخامنشیان شامل مجموعه ای از کاخ های عظیم بود که هنوز      ویرانه های آن باقی است.

پادشاهان هخامنشی دستور داده بودند برای آن ها مقبره هایی در دل سنگ به وجود آورند.

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 17:04 ] [ jahan-tarikh ]

 

 

 

 

 

اعلامیه حقوق بشر کوروش

 

 

 

 

 

 

 

«منم کوروش شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه انشان، شاه بابل، شاه سومر واکد شاه چهار کشور، پسر کمبوجیه (اسپنتان) شاه شهرانشان ،هنگامی که من با صلح و آشتی به بابل در آمدم و در میان شادمانی مردم بر تخت شاهی نشستم، مردوک (رب النوع بابلی ها ) دلهای مردم نجیب بابل را به سوی من متمایل کرد. همه ی پادشاهانی که در کاخ های ممالک جهان نشسته اند از دریای بالا تا پایین (مدیترانه تا خلیج فارس) در بابل به پای من خراج ها را نثار کردند پاهای مرا بوسیدند.

 

 

 

 

 

 

 

از خدایان شهرها تمنا دارم که همه روزه برای طول عمر من دعا کنند و بگویند عمر کوروش شاه و پسرش را که ستاینده ی تواند طولانی فرماید» این اعلامیه که یک استوانه از گل پخته است دارای چهل و پنج سطر است که به عنوان اولین اعلامیه ی حقوق بشر جهانی معروف است.

 

 

 

 

 

 

 

 

مقبره ی کوروش در منطقه ی پاسارگاد 20 کیلومتری تخت جمشید 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کوروش که مادرش ماندانا دختر آژی دهاک بود تا 12 سالگی توسط چوپان پادشاه و به قولی توسط یک ماده گرگ پرورش یافت چون بخاطر خوابی که آژی دهاک دیده بود باید کوروش در نوزادی کشته می شد ولی وزیر آژی دهاک که هارپاک بود آن را به اسپاکو، چوپان شاه داد  تا بزرگ کند ولی این راز فاش شد و آژدی هاک دستور داد پسر وزیر را کشته و غذایی از آن درست کردند و در یک جشن به خورد وزیرش داد و وزیر کینه شاه را در دل گرفت تا اینکه نوه ی آژی دهاک یعنی همین کوروش بعنوان حاکم و فرمانروای سرزمین پدریش پارس انتخاب شد از اطاعت پدربزرگ سرباز زد و وقتی سپاه هارپاک عازم فارس شد به جای جنگ با کوروش با سپاه پارس متحد شده به هگمتانه آمده و آژیدهاک را سرنگون کردند. و از این تاریخ به بعد کوروش بنام جد پدرش هخامنش نام سلسله ی خود را هخامنشی نامید. راستی یکی از قبایل مهم پارس ها پاسارگاد نام داشت و هخامنش رئیس این قبیله بود. کوروش بجز سرزمین پارس ها خوزستان یا انشان را گرفت و پس از تصرف سرزمین ماد با تصرف بابل و آزادی اسیران بنی اسرائیل با لیدی ها همسایه شد و پس از جنگ با کرزوس لودیه و شهر سارد را که ثروت فراوانی داشت تصرف کرد ولی با کرزوس بخوبی رفتار کرد و او را از مشاوران خود ساخت ولی در حمله به شمال شرقی ایران و درگیر شدن با قوم ماساژت که رهبر آن زنی بنام تو می رسی بود کشته شد و پیکر او را به پاسارگاد آوردند و در مقبره او که سنگ نوشته ای به خط میخی پارسی باستان دارد و روی آن نوشته (منم کوروش ، شاه هخامنشی )



ادامه مطلب
[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 16:58 ] [ jahan-tarikh ]

 
 
تندیس بودا در
بوروبودور (
جاوه اندونزی) حدود ۴۸۳ تا ۵۶۳ پ.م.

سیذارتا گوتاما بودا (هندی: गौतम बुद्ध) مؤسس مذهب و تفکر فلسفی بودایی است. بودا بین قرون چهارم و ششم قبل از میلاد در شمال هند

می‌زیسته‌است.

 

واژه

بودا یعنی بیدار شده یا به عبارت دیگر، کسی که به روشنی رسیده‌است، واژه بودا با بئوذه /baodha/اوستا و بود و بوی فارسی همریشه است. این واژه در فارسی مدرن به بوی و بو تبدیل شده که هم به معنی فکر و اندیشه است و هم به معنی حس شامه. البته در دوران فارسی میانه (شاهنشاهی ساسانی) این واژه به عنوان وامواژه از زبان سانسکریت و به معنی خاص فرد بودا و دین بودایی با فرم بوت و یا بت به زبان فارسی میانه (پهلوی) وارد شده است و این همان واژه ای است که در فارسی مدرن به معنی بت (پیکره ای که پرستیده می شود) به کار می رود.

 

 

افسانه زندگی

 

بنا بر داستان‌های بودایی، سیدارتا (واژه سیدارتا بمعنی کمالجو است) شاهزاده‌ای بود بنام سیدارتا گوتما از تیره شاکیا در منطقه کاپیلاواستو در نپال امروزی می‌زیست. او در باغ‌های لومبینی در نپال کنونی به دنیا آمد. پس از زایش توجه پیشگویان به او جلب شد و پیشگویی ایشان بدینگونه بود که سیدارتا در آینده یا پادشاهی جهانگیر خواهد شد یا روحانی‌ای بیداردل که جهانیان را از خواب نادانی خواهد رهاند. پدر سیدارتا یعنی سودودانا شاه برای اینکه پسرش در راه اول قرار گیرد وی را در ناز و نعمت پروراند و در کاخ‌هایی محفوظ قرار داد تا سیدارتا با رنج‌ها و کاستی‌های زندگی آشنایی نیابد. با این حال سیدارتای کمال‌جو از کاخ‌ها گریخت و در طی چهار بار گریز خویش با چهار منظره آشنا گشت: پیری، بیماری،

مرگ و شخصی پارسا که در پی رهایی از رنجها بود. دیدن چهارمین منظره بر سیدارتا تأثیری ژرف نهاد و بر آن شد تا زندگی شاهزادگی را نهاده به جستجوی حقیقت شرایط آدمیان بپردازد. پس از گذراندن مدتی با

مرتاضان در جنگل‌ها، آن راه را راه راستین حقیقت یابی ندانست و راهی میانه در پیش گرفت.

سیدارتا پس از شش سال آزمودن و پویش در مکانی بنام بودگایا زیر درختی بنام درخت بیداری (بودی) به درون پویی (مراقبه و مکاشفه) نشست و پس از چیرگی بر ترفندهای

مارا، دیو دیوان، به دریافت رموز و بیداری کامل رسید و بودا گشت. واژه بودا یعنی بیدار شده یا به عبارتی به روشنی رسیده‌است.

[۵]

ادامه مطلب

زندیگینامه بودا


ادامه مطلب
[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 13:21 ] [ jahan-tarikh ]

صفحه قبل1...4567صفحه بعد

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام به تمام دوستانم، من سارا هستم و شما را دعوت میکنیم که ازوبلاگ من دیدن فرمایید.
آرشيو مطالب
مرداد 1391
تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 بهمن 1390 دی 1390
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران