تاریخ،اجتماعی،جغرافیا
وبلاگی برای دانش پژوهان 
قالب وبلاگ
نويسندگان

ایوانف در تاریخ ایران باستان می‏نویسد:

«پیامدبحران دولت سلوكیه، در نیمه سده سوم ق.م. آن شد كه كنترل بسیاری ازولایت‏های خاوری از دست این دولت بیرون رفت در راس این ولایت‏ها،فرماندارانی یونانی بودند، دیودت در باختر (باكتریا = بلخ) اوتیدم در سغد واندراگور، در پارت».

چنینبه نظر می‏رسد كه در ابتدای كار مبارزه پارتیان بیش‏تر بر اساس حفظ منافعمحدود قومی و صیانت طایفه‏ای بوده است تا یك جنبش اساسی در جهت تامیناستقلال ملی تمام ایران در مورد اصل و نژاد پارتیان اشكانی، گیرشمنمی‏نویسد:

آنانبه قبیله‏ی پرنی - كه جزیی از قوم دهه، بود - متعلق بودند. دهه، مجموعه‏ایاز قبایل سكایی بود كه بصورت چادرنشینی و استپ‏های بین دریای خزر و دریایآرال، زندگی می‏كردند. در حدود سال 250 ق.م. دو برادر، ارشك و تیرداد، باجنگجویان خود همراه پنج تن از روسای دیگر، ناحیه علیای «تجن» را اشغالكردند.

پادشاهجدید بلخ، به آنان حمله نمود، اما ایشان از این خطر گریخته به ایالاتمجاور پارت هجوم بردند و حاكم آن جا را كشتند. دو سال بعد، ارشك در جنگكشته شد، ولی پارتیان كه همیشه در محاربه بودند، تحت فرماندهی تیرداد تمامناحیه‏ی را كه امروز سرحد ماورای خزر و روسیه و ایران را تشكیل می‏دهد، بهتصرف درآوردند. تیرداد در همین مكان، نخستین پایتخت خود را بنا نهاد. اندكیبعد شهری دیگر به نام موسس سلسله، ارشك بنا شد، و تیرداد در آن جاتاجگذاری كرد.

درهر حال، جنبش پارتیان در شرق ایران، موجب از بین رفتن تسلط مقدونیان وفراهم شدن مقدمات وحدت ملی ایرانیان گردید. پارتیان در اندك مدت بر فلاتایران مستولی شدند و به زودی به عنوان مظهر جدید احساسات ملی ایرانیان ومدافع شرق ظاهر گردیدند.

پارتیانبا ادامه سیاست صلح و جنگ و حمله و دفاع توانستند مدت پانصد سالفرمانروایی خود را بر محدوده فلات ایران حفظ و در مقابل اقوام شرق و غرب مقاومت كنند



دین اشكانیان‏

اشكانیان به روزگار صحراگردی، مظاهر طبیعت مانند: آفتاب، ماه و ستارگان را می‏پرستیدند. كیش پرستش نیاكان نیز در بین آنان وجود داشت - آنان چون به قدرت رسیدند نسبت به مذاهب گوناگونی كه در ایران وجود داشت با نظر اغماض می‏نگریستند.

در مراحل بعد، برای شاهان خود نیز الوهیت قائل گردیدند. چنان كه «ارشك» از این مرتبه برخوردار بود. وی لقب «اپی فانس» را كه كلمه‏ای یونانی است بر سكه‏های خود نقش نمود.

شاید به واسطه‏ی همین تقلید است كه بعضی از شاهان پارتی مانند، مهرداد دوم عنوان خدایی به خود می‏دادند. در این زمان، اشكانیان مردگان را با لوازم خویش به خاك می‏سپردند، و این خود گواه آن است كه آیین زرتشت، دین رسمی و دولتی آن دوره نبوده است. اما با تمام این احوال می‏توان گمان برد كه مغان زرتشتی در نقاط مختلف ایران مراسم پرستش اهورامزدا و یا دیگر خدایان كهن را اجرا می‏نمودند.

علاوه بر این، در مدارك به دست آمده، دلالت بر اشاعه‏ی كیش مهر نیز دیده می‏شود در این زمان، بعضی از ارباب انواع یونانی نیز جزء مذهب پارتیان بوده است. مثلا زئوس رب النوع بزرگ یونانیان در ردیف اهورامزدا قرار داشت؛ یا آپولن رب النوع آفتاب در ردیف «مهر» قرار گرفت و در مرتبه بعد، دو رب النوع یونانی یعنی آرتمیس و هراكل نیز مورد پرستش واقع می‏شدند.

درباره دین در دولت اشكانیان دیاكونف می‏نویسد:

در كتاب چهارم دینكرد روایتی وجود دارد كه در زمان بلاش اشكانی - بلاش اول و یا بلاش دوم - تنظیم و تدوین اوستا - كتاب مقدس زرتشت - آغاز گشت.

وی در ادامه می‏نویسد:

«از نام‏های خاص پارتی كه در اسناد مكشوف در «نسا» محفوظ مانده، از رواج معتقداتی كه بعدها از خصوصیات زرتشتیگری رسمی شمرده می‏شود حكایت می‏كند، در قرن اول ق.م. در شهر نسا نوعی گاهنامه‏ی زرتشتی متداول بوده است». 

 


 

سازمان حكومت پارتیان (اشكانیان)

 

سازمان حكومت در آغاز پادشاهی اشكانیان، همانند دستگاه حكومتی سلوكیان و پادشاهان هلنی بود ولی یقینا از بعضی جهات آنان با شاهان هلنی تفاوتی داشته‏اند.

پس از مهرداد دوم كه رسم جانشینی موروثی برافتاده بود، اهمیت نقش بزرگان در شوراها افزون گشت از این زمان شورای اشراف و بزرگان مساله جانشینی شاهان را بررسی و تصویب می‏نمودند.

در مراحل بعد، به سبب نبودن قدرت مركزی و فقدان یك نظام قانونی پایدار و استوار كه موضوع جانشین را همواره معین نماید، دقیق نبودن پایه‏ها و درجات و مشاغل كه شمار آن‏ها بسیار بود، دیده می‏شود.

چون پارتیان بر قلمرو سلوكیان كه زیر نفوذ مستقیم فرهنگ یونانی بود تسلط یافتند با شهرهای یونانی، شهرهای نظامی آنان و شهرهای مهاجرنشین روبرو شدند. آنان از سوی دیگر با نظام شهربانی هخامنشی كه اندكی شكسته شده بود روبرو گشتند در این نظام‏ها زیردستان شهربانان با شهربانان برابر بودند.

پارتیان در آغاز از شهرها و فرهنگ هلنی هواخواهی می‏كردند و همان سازمان سلوكی را بر هر جا كه غلبه می‏كردند نگاه می‏داشتند. به عنوان مثال: مهرداد اول «كاسیس» نامی را به شهربانی ماد گماشت و یا «هیمر» را به شهربانی میان رودان (بین النهرین). و

در كتیبه‏ی بیستون متعلق به مهرداد دوم، از لقب (شهربان شهربانان) مانند شاه شاهان یاد شده است، واگذاری تیول از طرف شاهنشاه به خویشان و فرمانبرداران در سرزمین‏های تحت قلمرو و زناشویی میان اشراف و خاندان شاهی، موجب درآمیختگی پارتیان با خاندان‏های اشراف گشت و بدین ترتیب رفته رفته اشراف نیز در ساختار حكومت نقش مهم‏تری یافته و تدریجا قدرت شاهی كاهش یافت.

پلوتارك و ژوستن (در كتاب یازدهم، فصل 3، بند 5) نوشته‏اند؛ پارتیان عبارت بودند از گروهی اندك از آزادان و انبوهی بزرگ از بندگان منظور از آزادان همانا بزرگان و اشراف بودند كه «آراتان» نامیده می‏شدند و خاندان‏های بزرگ و دیوانیان نیز در این شمار می‏گنجیدند. از این گروه در كتیبه‏های پارسی میانه با واژه «وزرگان» یاد شده است. این طبقه‏ی اخیر در دربار و سپاه نقش رهبری داشت و مردانش از پایگاه‏ها و رتبه‏ها و مزایای متعددی برخوردار بودند.

سیموكاتا می‏نویسد: كه ایرانیان بیش‏تر از لقب‏های خویش یاد می‏كردند، نه از نام‏های شان. این بی شك از خصوصیات دوران اشكانی و زمان‏های اخیر فرمانروایی ایشان بود كه شناختن ساختمان حكومتی دولت پارتیان را بس دشوار می‏سازد.

با این همه، شهربانان پایه دستگاه اداری پارتیان به شمار می‏آمدند، اما در بعضی نقاط مثل «نسا» گویا مرزبان بالاتر از شهربان و پایین‏تر از یك «دیاپتین dyapty» یعنی كدخدای یك روستای آباد بود.

در دولت اشكانی دو شورا، امور مربوط به كشور را بر عهده داشتند:

1 - شورای بزرگان كه احتمالا «ویسپوهران» خوانده می‏شدند. در این شورا نمایندگان خاندان اشكانی و ظاهرا برگزیدگان شش خاندان بزرگ عضویت داشتند.

2 - شورای مغان كه نفوذ آنان در امور كشور از شورای نخستین كمتر بود.

این دو شورا متفقا یكی از افراد خاندان اشكانی را به سلطنت انتخاب می‏كردند البته در این انتخاب وصیت پادشاه نیز بی تاثیر نبود.

18 مملكت در زمان پارتیان تابع آنان بود. از این میان یازده مملكت از حقوق و امتیازات بیش‏تری برخوردار بودند و هفت حكومت دیگر در مرحله‏ی پایین‏تری قرار داشتند. فی المثل؛ ماد، آذربایجان، خوزستان، فارس هر یك سلطانی از خود داشتند و در ضرب سكه آزاد بودند. آنان تنها تعدادی سرباز و مقداری هدایا به شاهان اشكانی می‏دادند. ایالات دیگر به دست روسای خاندان‏های بزرگ فئودال پارت اداره و رهبری می‏شد و آنان این مقام را به طور موروثی حفظ می‏كردند. 

 

موقعیت اجتماعی زن در دوران پارتیان‏

 

در این دوران تعدد زوجات متداول بوده ولیكن داشتن بیش از یك زن رسمی جایز نبوده است. تعدد زنان غیررسمی در میان پارتیان و به ویژه در خانواده سلطنتی و اشراف از زمانی متداول شده بود كه آنان به ثروت دست یافته بودند؛ زیرا پیش از این، زندگانی صحرانشینی آنان مانع از داشتن زنان متعدد بود.

شاهان اشكانی زن رسمی خود را از شاهزادگان یا لااقل از میان زنان پارتی انتخاب می‏كردند زن پیش از فوت شوهر خود نمی‏توانست شوی دیگری انتخاب كند ولیكن زن در صوت عدم رضایت از شوهر خود به آسانی جدا می‏شد.

مرد فقط در چهار مورد می‏توانست از زن خود جدا شود:

1 - نازا بودن 2 - پرداختن به جادوگری 3 - فاسدالاخلاق بودن 4 - پنهان كردن ایام قاعدگی از شوهر.

ازدواج با اقربانی نزدیك در ایران قدیم مرسوم به «خوتك دس» پسندیده بود، و ظاهرا سبب آن را فقط خانواده و پاكی نژاد قرار می‏دادند ولی معلوم است كه زرتشتیان در زمان‏های بعد، آن را فوق العاده مذموم دانسته‏اند.

زنان درباری در این زمان، در كارهای سیاسی مداخله می‏كردند چنان كه «موزا» مادر فرهاد پنجم با پسرش بر تخت سلطنت می‏نشست و همراه فرزند زمام امور را در دست داشت.

سكه هایی كه در دوره‏ی پادشاهی فرهاد پنجم ضرب می‏شد با شمایل مادر و فرزند مشخص می‏گردید، باید اذعان داشت كه ارزش اجتماعی زن در نقاط مختلف كشور اشكانی، یكسان و همانند نبوده است.

 

برگرفته از: http://www.ecompa.ir


[ پنج‌شنبه 24 فروردین 1391 ] [ 20:12 ] [ jahan-tarikh ]

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام به تمام دوستانم، من سارا هستم و شما را دعوت میکنیم که ازوبلاگ من دیدن فرمایید.
آرشيو مطالب
مرداد 1391
تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 بهمن 1390 دی 1390
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران